چهارشنبه 7 مرداد 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش و پاسخ معرفتی از علامه طباطبایی
آثار ویژه هر یك از گناهان
س 496- در دعاى كمیل مى خوانیم : اللهم اغفرلى الذنوب التى تهتك العصم ، اللهم اغفرلى الذنوب التى تنزل النقم خداوندا، گناهانى را كه پرده ها را مى درد بر من ببخشاى ، خدایا، گناهانى را كه عذابها را نازل مى كند بر من بیآموز.
آیا از این جملات استفاده مى شود كه هر كدام از گناهان اثر خاصى دارند؟
ج - بله ، چنانكه گناهان با هم فرق دارند، تبعات و آثار آنها نیز فرق دارند، و هر گناهى اثر خاصى دارد كه در دعا به بعضى از آنها اشاره شده است .
معناى وسیع مغفرت
س 497- آیا در مغفرت ، تحقق گناه لازم است ، تا اطلاق غفران بر خداوند صحیح باشد؟
ج - تحقق گناه ثابت در اطلاق غفران بر خداوند متعال لازم نیست ؛ زیرا در جایى از قرآن كریم با اینكه عمل در مقام اضطرار است و معصیت نیست ، تعبیر به مغفرت نموده و مى فرماید: فمن اضطر فى مخمصه غیر متجانف لاثم ، فان الله غفور رحیم (مائده : 3)
پس هرگاه كسى در روزگار مجاعت و سختى از روى اضطرار و ناچارى بى آنكه به گناه متمایل باشد (اگر از آنچه منع شده است بخورد)، بى تردید خدا بسیار آمرزنده و مهربان است .
سه شنبه 30 تیر 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما . البقره / 124 .
من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم !
و نیز میفرماید :
وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ كلاًُّ جَعَلْنَا نَبِیًّا . مریم / 49 .
ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و هر یك را پیامبرى (بزرگ) قرار دادیم !
طبق این آیه ، جعل امامت حضرت ابراهیم به دست خدا بوده است ؛ همان طوری كه جعل نبوت او به دست خدا بود ؛ اما هیچ آیه در قرآن وجود ندارد كه انتخاب نبی و امام را به دست مردم سپرده باشد .
و نیز شیعیان اعتقاد دارند همان طوری که پیامبران الهی برای اثبات نبوت و رسالت نیاز به ارائه معجزه و کرامات خارق العاده داشتند ، اوصیاء و جانشینان آنان نیز باید برای اثبات امامت خویش از كرامت و معجزه استفاده می كردند و گرنه سخن آنان پذیرفته نشده و قابل تصدیق نیست .
و ائمه اهل بیت علیهم السلام ، هر کدام دارای معجزات و کراماتی بوده اند که افراد با دیدن آن ها از ائمه ، سخن آنان را پذیرفته و به امامت آنان تن می دادند .
حضرت سید الشهداء علیه السلام امام سوم شیعیان ، دارای معجزات و كرامات زیادی در زمان حیاتشان و حتی بعد از شهادتش بوده که این معجزات ثابت می کند ، آن بزرگوار ، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشین شایسته بعد از برادرش امام حسن علیه السلام است ؛ زیرا محال است خداوند این معجزات و کرامات را به دست نا اهلان و مدعیان دروغین ولایت الهی بسپارد و نعوذ بالله با در اختیار قرار دادن این معجزات به دست آن ها زمینه های گمراهی مردم را مهیا سازد .
ما در این مختصر ، سعی می کنیم به معجزاتی از امام حسین بپردازیم که بعد از شهادت آن حضرت در عالم اتفاق افتاده است ، معجزات منحصر به فردی که عقل هر عاقلی را مبهوت کرده می کند . بی تردید ، هر یک از این معجزات برای روشن شدن حقیقت برای حق پرستان و کسانی که به دنبال هدایت الهی هستند کفایت می کند ؛ البته به شرطی که تعصب های جاهلی را کنار گذاشته شده و فقط با چشم دل به این معجزات نگریسته شود .
و از آن جایی که شیعیان و پیراوان اهل بیت علیهم السلام به امامت حسین بن علی علیهما السلام و معجزات و کرامات آن بزرگوار یقین دارند و از جانب دیگر ، طرف ما کسانی هستند که نمی خواهند ولایت فرزند رسول خدا را بپذیرند و به جای پیروی از ثقلین ، دنبال رو دشمنان اهل بیت هستند ، ما سعی می کنیم این معجزات و کرامات را فقط از معتبرترین کتاب ها و از قول برترین عالمان و دانشمندان آن ها نقل و ثابت کنیم تا حجت و برهان بر همه حقیقت جویان تمام شده و راه انکاری باقی نماند .
1. برخورد ستارگان آسمان با یکدیگر :
عن عیسى بن الحارث الكندی ، قال : لما قتل الحسین مكثنا سبعة أیام إذا صلینا فنظرنا إلى الشمس على أطراف الحیطان كأنها الملاحف المعصفرة ، ونظرنا إلى الكواكب یضرب بعضها بعضا .
تهذیب الكمال ، المزی ، ج 6 ، ص 432 – 433 و تاریخ الإسلام ، الذهبی ، ج 5 ، ص 15 و سیر أعلام النبلاء ، الذهبی ، ج 3 ، ص 312 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 227 .
عیسى بن حارث كندى می گوید : هنگامی حسین بن على (علیه السلام) را شهید كردند ، تا هفت روز ، هر گاه که نماز عصر را می خواندیم می دیدیم آفتابی كه بر دیوارهاى خانه ها می تابید به قدری قرمز بود که گویا چادر های سرخ است که بر آن کشیده اند ، و می دیدیم که برخی از ستارگان همدیگر را می زدند (با یکدیگر برخورد می کردند) . 2
دوشنبه 8 تیر 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
70 پرسش و پاسخ زیبا از علامه طباطبایی (ره)
ایمان چیست ؟
س 553- ایمان چیست ؟
ج - ایمان عبارت است از اعتقاد به توجید و لوازم توحید، یعنى نبوت و معاد و امامت .
س 554- آیا با اقرار به شهادتین ، ایمان ثابت مى شود؟
ج - با اقرار به شهادتین ، اسلام ثابت مى شود، و با شهادت به امامت ایمان ثابت مى گردد. ایمان در قلب است و احتیاج به لفظ ندارد، و لفظ براى تثبیت آن است . خداوند متعال مى فرماید: یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت (ابراهیم : 27)
خداوند، كسانى را كه ایمان آورده اند با سخن استوار، ثابت مى گرداند.
آیا عزلت موجب معرفت مى شود؟
س 555- آیاعزلت موجب معرفت مى شود؟
ج - گوشه نشینى ملازم با معرفت نیست ، ولى كسى كه مى خواهد اهل معرفت شود، باید معاشرتش را مخصوصا با اهل غفلت و اهل دنیا كم كند، و فرش هر مجلسى نباشد، و كار شبانه روزى او در مجالس بیهوده صرف نشود، و از معاشرتهاى بى فایده و بى مغز تا مى تواند اجتناب نماید، و طورى نشود كه با همه و در هر مجلسى حاضر شود، همچنین براى كسى كه مى خواهد اهل معرفت شود لازم است كه در خوردن حتى حلال ، میانه رو باشد، و افراط نكند، و شكمو نباشد؛ بلكه تا گرسنه نشده سر سفره حاضر نشود، و تا اشتها دارد دست از خدا خوردن بردارد؛ و از لحاظ خواب و سخن گفتن نیز باید حد اعتدال را مراعات نماید.(203)
تلازم معرفت نفس با معرفت رب
س 556- در روایت آمده است :
من عرف نفسه ، فقد عرف ربه .(204) هر كس نفس خویش را بشناسد، حتما پروردگارش را مى شناسد.
از این روایت استفاده مى شود كه نخست معرفت نفس حاصل مى شود و بعد معرفت رب ، و یا ابتدا معرفت رب حاصل مى شود و بعد معرفت نفس ؟
ج - در روایت كلمه (قد) وجود ندارد.(205) و از این كلام تلازم معرفت نفس با معرفت رب استفاده مى شود، و اینكه از معرفت نفس ، معرفت رب حاصل مى گردد.
طاعت و بندگى خدا مایه آرامش
شنبه 30 خرداد 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش و پاسخ معرفتی از آیت الله کشمیری
ملکوت به چه چیزی گفته می شود؟
ج: ملکوت هر چیزی روحانیت و باطن آن چیزی است که لطافت دارد و جنبه مادی ندارد.
بعضی حالات و کراماتی دارند و بعد در سنین پیری مثلا" به امراض جسمانی مبتلا می شوند، آیا همه حالات و قدرتها می رود؟
ج: اگر صفتی یا حالتی ملکه شده باشد می ماند، والا حالات غیر ملکه ای به اندک غفلتی از بین می رود.
آیا بعد از دیدن حقایق و معانی، باز کسی می شود به مقامات ظاهری دنیا دل ببندد؟
ج: اگر کسی واقعا" حقایق را دید، به مطالب صوری و دنیوی دل نمی بندد، اگر بست عارف حقیقی نیست و فانی در حق نشده است.
بهشت برزخی چطوری است؟
ج: شباهتی به زندگی دنیا دارد، اینجا مُلکی و مادی است، آنجا به حقایق ملکوتی متنعم هستند.
عده ای از سالکین زحمت می کشند ولی پیشرفت آنان کم است مشکل کار چیست؟
ج: ظرف بعضی از اول بزرگ و ظرف وجودی افرادی از اول کوچک است، آنان که زحمت می کشند احتمال دارد ظرف آنان کوچک، لذا بهره شان هم قلیل است. و یا مقتضی ندارد و شرایط جمع نیست!
پنجشنبه 28 خرداد 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش :
آیا بیماران، معلولین، جوانان و پیران پس از مرگ در عالم برزخ و همچنین در قیامت به همان صورت كه از دنیا رفتهاند محشور میشوند. مثلاً بیمار به صورت بیمار، پیر به صورت پیر و...؟
پاسخ :
پاسخ به این پرسش در چند محور ارائه میشود:
1. بدن برزخی چگونه است؟
برای دریافت پاسخ مناسب اوّل باید تفاوت بدن دنیایی، برزخی و اخروی معلوم گردد. لذا پیش از شناخت بدن اخروی باید بدن برزخی معرفی شود:
در وصف بدن برزخی گفته شده: روح انسان بعد از مرگ و به مجرد انقطاع از دنیا و از بدن مادی، خود را با بدن برزخی و قالب مثالی مییابد و میبیند، از همان لحظة اوّل انقطاع كه لحظه اوّل ورود به عالم برزخ است، روح خود را با این بدن و با این قالب لطیف كه شبیه بدن مادی او است میبیند. مسأله قالب مثالی بدن برزخی چیزی نیست كه بعد از انقطاع روح از بدن مادی به وجود بیاید و تحقق یابد و قبل از انقطاع روح از بدن مادی یعنی در دوران حیات دنیوی وجود نداشته باشد. در حیات دنیوی هم اگر كسی آمادگی و صلاحیت لازم را داشته باشد میتواند خود را با همین قالب لطیف و بدن غیرمادی ببیند و بیابد. (برای اطلاع بیشتر از این مسأله به منبع ذیل مراجعه شود.[1])
2. بدن اخروی چگونه است؟
گرچه درباره بدن اخروی بحث فراوان است امّا یكی از مباحث كه در این جا مناسب و قابل عرضه است این است كه:
بعد از جداشدن روح از بدن و انتقال به عالم دیگر، بدن در نظام مادی در شرایط جدیدی قرار میگیرد و مبدل به خاك میگردد و به صورت ذرات در میآید و در نظام مادی باقی است تا وقتی كه نظام مادی در اوایل قیامت شروع به تحول كلی نموده و حركت جدیدی را آغاز كند، حركتی كه در حقیقت سرفصل دیگری از حقیقت نظام مادی است. بر اساس آیه قرآن كه فرمود: «یوم تبدّل الارض غیرالارض»؛[2] یعنی روزی كه این زمین به زمین دیگر تبدیل میشود.
در این انقلاب و تحول كلی زمین ذرات بدنی انسان كه به صورت خاك و ذرات خاكی و زمینی است نیز متبدل میشود و به صورت دیگر كه صورت بالاتر و كاملتر و لطیفتر است در میآید با این بیان معلوم خواهد شد كه بدن اخروی و بدن ساخته شده در آخرت و در حشر، در عین این كه همین جسم و بدن است و در عین این كه از همان ذرات بدنی هر انسانی، بدن اخروی او تشكیل شده است، در عین حال در اثر تبدلّات دارای احكام و آثار جدید خواهد بود و آثار بدن دنیوی و مادی طبیعی را نخواهد داشت، لذا به آسانی میتوان گفت: بدن دنیوی و مادی در اثر همان مادی بودن یك سلسله آثار و خواص به خصوص از باب كون و فساد واجد است كه این آثار و خواص را در نظام اخروی و در عوالم بالا و در بهشت و جهنم ندارد و بالعكس خواص و آثاری در بدن اخروی است كه در بدنهای دنیوی وجود ندارد. بدن اخروی متناسب با عوالم اخروی و با نظامهای بالاتر و بهشتها و جهنمها است. طبعاً باید نحوة وجود بدن اخروی و ساختمان وجودی آن غیر از نحوة وجود و ساختمان وجودی بدن دنیوی و مادی باشد، زیرا كه بدن دنیوی و مادی با این خصوصیات كه در عالم ماده داردو با این آثار و خواص كه در این جا دارد، با آن نظامها و عوالم بالاتر نمیسازد و متناسب نیست. (این بحث روانتر و روشنتر همراه با تحلیل آیات و روایات كه بسیار مفید و در عین حال ساده و دقیق و قابل قبول برای همگان است در منبع ذیل به خوبی مطرح شده است كه انصافاً در كمتر جایی بدان پایة مفید، ساده و مستدلّ عنوان شده است.[3])
3. نتیجه و پاسخ مستقیم
از آنچه درباره بدن برزخی و بدن اخروی گفته شد به آسانی میتوان گفت كه پیری، معلولیت، بیماری و سایر مشكلات از این قبیل كه از آثار و خواص بدن عنصری و مادی است در بدنهای اخروی و برزخی نخواهد بود
امّا نكتهای كه باید بدان توجه داشت این است كه گرچه بیماریهای جسم طبیعی و بدن مادی در آن عالم (برزخ و قیامت) برای انسان نخواهد بود. امّا نقایص متناسب با بدن و خواص آن عالم برای عدهای از انسانها وجود دارد، به عنوان نمونه برخی با این كه در دنیا بینا بوده و چشم او سالم بوده است، امّا در قیامت كور و نابینا محشور میشوند. (البته نابینائی متناسب با آن عالم) قرآن كریم در این باره میگوید: «من اعرض عن ذكری فان له معیشةً ضنكاً و نحشره یوم القیامة اعمی»؛ یعنی كسی كه از یاد حق اعراض كند دچار زندگی تنگ شده و همیشه در فشار است و در قیامت كور محشور میشود.[4] این افراد وقتی میبینند كورند سؤال میكنند با این كه در دنیا بینا بوده چرا كور محشور شدهاند، مگر قرار نبود كه هر كس هر چه است به همان صورت در قیامت زنده شود؟ از این مسئله به تجسم اعمال در معارف دینی نام برده شده است.
جواب داده میشود: در این جا جز حقایق چیزی دیگر نیست، همین حقایق به صورت دستورات و معارف و احكام و آیات برای شما آمد ولی تو آنها را ندیدی. همانها در قیامت ظهور كرده، حالا نیز آنها را نمیبینی. (برای اطلاع از تفصیل این بحث به منبع ذیل مراجعه شود.[5]
بنابراین بیماری و معلولیتهای متناسب با دنیا و مربوط به بدن دنیایی در آنجا (عوالم برزخ و قیامت) نیست، امّا بیماری و معلولیت از قبیل آنچه گفته شد و متناسب با شرایط آن عالم در آن جا و جود خواهد داشت.
برای مطالعه بیشتر:
1. سید محمد حسین طهرانی، معادشناسی، نشر علامه طباطبایی، مشهد، سال 1417 ق.
2. امام خمینی، معاد از دیدگاه امام خمینی، دفتر 30 تبیان، نشر موسسه آثار امام، سال 1378.
3. فلسفی، محمد تقی، معاد از نظر روح و جسم، ج 3، نشر هیئت، نشر معارف اسلامی، تهران، سال 1362 ش.
4. زین العابدین قربانی، به سوی جهان ابدی، نشر كتابفروشی علامه طباطبایی، چ 2، 1387 ق.
5. محمد شجاعی، معاد یا بازگشت به سوی خدا، نشر شركت سهامی انتشار، سال 1362، (این كتاب برای شما مفید است).
6. ناصر مكارم شیرازی، پیام قرآن، بخش معاد، ج 1 و 2، نشر دارالكتب الاسلامیه، تهران، چ 5، سال 1377 ش.
الناس نیامٌ اذا ماتوا انتبهوا؛ مردم درخواباند وقتی مردند بیدار میشوند.
(لئالی الاخبار، ص 386)
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . محمد شجاعی، معاد یا بازگشت به سوی خدا، نشر شركت سهامی انتشار، چ اول، سال 1362.
[2] . ابراهیم، 48.
[3] . محمد شجاعی، معاد یا بازگشت به سوی خدا، نشر شركت سهامی انتشار، چ اوّل، سال 1362.
[4] . طه، 124.
[5] . جوادی آملی، یادمعاد، ص 268، مركز نشر فرهنگی رجاء، چ 3، 1375.
سه شنبه 26 خرداد 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش :
حبط اعمال یعنی چه و چرا اعمال حبط میشود؟
پاسخ :
مقدمه
یكی از مسایلی كه پیرامون رابطه ایمان و عمل صالح با سعادت اخروی، و متقابلاً، رابطه كفر و عصیان با شقاوت ابدی، مطرح میشود این است كه: آیا رابطه هر لحظه ایمان یا كفر با نتیجه اخروی آن، و همچنین رابطه هر كار نیك و بد، با پاداش و كیفرش قطعی و ثابت و تغییرناپذیر است یا قابل تغییر میباشد؟ مثلاً آیا میتوان اثر گناهی را با كار نیكی جبران كرد یا بالعكس، اثر كار نیكی را با گناهی از بین برد؟ و آیا كسانی كه بخشی از عمر خود را با كفر و عصیان، و بخش دیگری را با ایمان و اطاعت سپری كردهاند، مدّتی گرفتار كیفر و مدّتی دیگر برخوردار از پاداش خواهند بود، یا حاصل جمع جبری آنها، تعیین كننده خوشبختی یا بدبختی انسان در جهان جاودانی است؟ این مسأله در واقع، همان مسأله حبط و تكفیر است.(1)
معانی لغوی و اصطلاحی واژه حبط:
"حبط" در لغت به معنای باطل شدن است: "أحْبَطَ عَمَلَه: أَبطَلَه" عمل او را حبط كرد. یعنی باطل و بیاثر كرد.(2) و در اصطلاح: "از بین رفتن پاداش عمل نیك، به دنبال گناهی كه در پی آن عمل، انجام گرفته است."(3) حبط در قرآن نیز به همین معنی استعمال شدهاست. "لئِنْ أشْرَكْتَ لَیَحْبَطنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ"(4) اگر شرك ورزی حتماً اعمالت باطل و تباه خواهد شد و مسلّماً از زیانكاران خواهی بود.
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، واژه حبط را "عمل بی أجر" معنا كردهاند(5) و در جایی دیگر به معنای "باطل شدن عمل و از تأثیر افتادن آن" به كار بردهاند و افزودهاند كه واژه حبط در قرآن جز به "عمل" نسبت داده نشدهاست.(6)
اعمالی كه باعث حبط اعمال میشوند
خداوند علیم و قدیر مانند همه عقلا، كارهای نیك را جدا محاسبه میكند و پاداش میدهد و كارهای بد را نیز جداگانه كیفر میدهد؛ مگر بعضی از گناهان كه باعث قطع كامل بنده از بندگی میشود كه قرآن و روایات این اعمال را: كفر، شرك، قتل انبیا و اولیا، بیحرمتی و انكار آیات انبیا و اولیا از روی عناد، لجاجت، تعصّب، حسد، و انكار آخرت، معرفی كرده است. استاد شهید مطهری پیرامون یكی از این آفتها مینویسد:
"یكی دیگر از آن آفات، "جحود" به معنی ستیزهگری. با حقیقت است؛ یعنی آدم، حقیقت را درك كند و در عین حال با آن مخالفت كند. به عبارت دیگر، فكر و اندیشه به واسطه دلیل و منطق تسلیم گردد و حقیقت از نظر عقل و چراغ اندیشه روشن گردد، امّا روح و احساسات خود خواهانه و متكبّرانه سرباز زند و تسلیم نشود. روحِ كفر، ستیزه جویی و مخالفت با حقیقت، در عین شناخت حقیقت است... كافر از آن جهت كافر خوانده شدهاست كه حالت عناد و انكار در عین ادراك كشفِ حقیقت در او هست و همین حالت است كه موجب حبط است و آفت عمل خیر به شمار میرود."(7)
علت حبط اعمال
ممكن است انسانی، عمل نیكی را با همه شرایط صحت انجام دهد، اما همین انسان نیكوكار، در برابر یكی از اصول دین، لجاجت و عناد ورزد. در این صورت، آن عمل نیك به واسطه این عناد و لجاجت یا انحرافِ دیگر، از بین میرود و به خاطر آفت زدگی، پوچ و تباه میگردد؛ همچون بذری سالم كه در زمین مساعد پاشیده میشود و حاصل هم میدهد، ولی قبل از اینكه مورد استفاده قرار گیرد دچار آفت میگردد و ملخ یا صاعقه آن را نابود میسازد.
قرآن كریم این آفت زدگی را "حبط" مینامد كه اختصاص به كفار هم ندارد و ممكن است اعمال نیك مسلمانان نیز دچار حبط شود. ممكن است یك مسلمان، برای خدا به نیازمندی صدقه بدهد و صدقه او قبول شود؛ ولی بعد آن را با منّت گذاشتن یا نوعی آزار روحی نابود و تباه گرداند(8)
همانطور كه در این آیه كریمه آمده است: "یا اَیُّها الذَّینَ آمَنوا لاتُبطِلوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمنِّ وَالاَذی"(9) ای مؤمنان، صدقههای خود را با منت نهادن و آزار رساندن، باطل نكنید.
پی نوشت ها:
1) مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، جلد 3، قم، انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی، 1373، ص 152.
2) لویس معلوف، المنجد فی اللغة، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1365، ص 114 و راغب اصفهانی، مفردات، قم، انتشارات اسماعیلیان، ص 105.
3) استاد سبحانی، جعفر، الهیات، قم، انتشارات اسلامی، 1415 ه. ق، ص 657.
4) زمر، 65.
5) علامه طباطبائی، محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج 13، قم، انتشارات اسلامی، ص 548.
6) همان، جلد 2، ص 250.
7) استاد شهید مطهری، مرتضی، عدل الهی، قم، انتشارات صدرا، 1374، ص 292 - 293.
8) همان، ص 289 - 290.
9) سوره بقره، آیه 264.
پنجشنبه 27 فروردین 1388
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: اعتقادات، پرسش و پاسخ،
21 پرسش و پاسخ از علامه طباطبایی
امكان تحصیل عصمت
س 299- آیا عصمتى كه انبیاء و ائمه علیهم السلام دارند، قابل تحصیل و كسب است ؟
ج - امكان به معناى احتمال بله ، ولى دلیل بر اثبات این معنى نداریم .
توضیح معناى عصمت
س 300- شما درباره (عصمت ) فرموده اید كه تكوینى نیست ، تشریعى است و به همت خود انبیاء علیهم السلام بستگى دارد. مقصود از این سخن چیست ؟
ج - كجا این حرف را زده ایم كه عصمت تشریعى است ؟! عصمت نتیجه علمى است كه خداوند متعال به معصوم علیه السّلام مى دهد كه بر سر دو راهى با اختیار خویش راه خیر را اختیار مى كند؛ بنابراین ، در مورد عصمت تكلیف داریم ، ولى خود عصمت تكلیف نیست ، و پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام كه معصوم بودند نیز تكلیف داشتند، و این تكلیف امرى تشریعى است .
س 301- آیا معصوم علیه السّلام مى تواند با خدا مخالفت كند؟
ج - بله ، وگرنه تكلیف معنى ندارد.
سه شنبه 24 دی 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش :
آیا آیات و روایات منصوص و معتبر در حرمت غنا و موسیقی وجود دارد؟
پاسخ :
آنچه از مجموع كلمات فقها و سخنان دانشمندان اسلامی در این زمینه میتوان استفاده كرد، این است كه غناء، آهنگهای طربانگیز و لهو باطل است و به عبارت دیگر: غنا آهنگهایی است كه متناسب مجالس فسق و فجور و اهل گناه و فساد میباشد كه قوای شهوانی را در انسان تحریك میكند و گاه یك آهنگ هم خودش غنا و لهو و باطل است و هم محتوای آن، به این ترتیب كه اشعار عشقی و فسادانگیز را با آهنگهای مطرب بخوانند. و گاه تنها آهنگ، غنا است، به این ترتیب كه اشعار پرمحتوا یا آیات قرآن و دعا و مناجات را به آهنگی بخوانند كه مناسب مجالس لهو لعب است، و در هر دو صورت حرام میباشد.
و در یك بررسی كوتاه، برخی از مفاسد غنا عبارتند از:
| آیا شفاعت خواستن از غیر خداوند شرك است ؟ | ||
| گروه خداشناسی | ||
|
سید احمدرضا نصیحت كن 1 . توسل به چه معنا است ؟ 2 . آیا شفاعت خواستن از غیر خداوند شرك است ؟ لطفا با مدارك برایم بفرستید به ویژه قرآن وعقلی به امید طلوع خورشید خدا نگهدار . پاسخ :جواب سؤال اول :توسل ، یعنی واسطه قرار دادن ، انبیاء ، امامان و صالحان به پیشگاه خداوند چنانچه خداوند، در قرآن كریم میفرماید : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ . المائدة / 35 . ای كسانی كه ایمان آوردهاید ، از خدا بترسید و برای تقرب به او وسیلهای بجویید . این آیه به تمامی مؤمنین دستور میدهد كه به هر وسیلهای كه سبب تقرب به خداوند میشود تمسك بجویند ؛ بنابراین تقرب به خداوند بدون وسیله و واسطه امكان ندارد حضرت زهرا سلام الله علیه میفرماید : وأحمد اللّه الذی بعظمته ونوره یبتغی مَن فی السموات والأرض إلیه الوسیلة ونحن وسیلته فی خلقه . تمام آنچه در آسمان و زمین هستند ، برای تقرب به خداوند به دنبال وسیله هستند و ما وسیله و واسطۀ خداوند در میان خلقش هستیم . شرح نهج البلاغة ، ج 16 ، ص211 و السقیفة وفدك ، ص 101 و بلاغات النساء ، بغدادی ، ص 14. و از عایشه در بارۀ خوارج نقل شده است كه پیامبر فرمود : هم شرّ الخلق والخلیقة ، یقتلهم خیر الخلق والخلیقة ، وأقربهم عند اللّه وسیلة . شرح نهج البلاغة ، ج2 ، ص267 از مسند احمد ؛ اما این روایت را دستان امانتدار اهل سنت حذف كردهاند . و المناقب ، ابن المغازلی ، ص56 ، ح 79. خوارج ، بدترین خلائق هستند ، آنها را بهترین فرد از میان خلائق كه نزدیكترین وسیله به خداوند هستند ، خواهد كشت . مراد حضرت علی علیه السلام است . | ||
سه شنبه 28 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش و پاسخ از ایت الله بهجت (اخلاق-توبه-سیروسلوک-و..)
1- چگونه می توانم پاک و طاهر شوم در حالی که قبلاً به انجام معاصی کبیره مبتلا بودم، البته پشیمان هستم، چگونه می توانم اثرات سوء گناهان گذشته را از خود دور کنم؟
ج: بسمه تعالی- « التائب من الذنب کمن لا ذنب له » باید توبه حقیقیه را با تمام لوازمش عملی نماییم تا آثار معاصی بالکلیه رفع شود.
2- با نذر و قسم، تصمیمات اخلاقی می گیرم، بعد از مدتی عزمم سست می شود و شکست می خورم، چه کنم؟
ج: یک دقیقه خود را در یاد خدا دیدید، اختیاراً خود را منصرف ننمایید؛ و به انصراف و غفلت غیر اختیاری، اهمیت ندهید
پرسش :
آیا درست است كه آیهای در قرآن مجید در مورد حجاب (اسلامی) بهصورت چادر بیان نشده است؟ چرا؟
پاسخ :
با بیان چند نكتة جواب سؤال شما روشن خواهد شد:
اوّل: قرآن میفرماید: به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فروگیرند (از نگاه هوسآلوده) و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را به جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار ننمایند و (اطراف) روسریهای خود را بر سینة خود افكنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشكار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرمهای دیگر) ... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته
پنجشنبه 23 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
20 پرسش و پاسخ (4) خواندنی از علامه طباطبایی (ره)
س 81 آیا مى توان گفت : خیام در این بیت شعر نمى خواهد مساله جبر را ثابت كند، بلكه در صدد آن است كه بگوید: (بعضى از علوم ما مطابق با واقع نیست بلكه جهل مركب است ، ولى علم خداوند سبحان جهل نیست و همواره مطابق با واقع است )؟
ج - ظاهرا از این بیت شعر خیام بر مى آید كه من در خوردن مى مجبور هستم ، و علم خداوند متعال علت عصیان بود، و بنده در افعال خود، بى اختیار و مجبور است .
س 82 فعلى كه داراى مقدمات غیراختیارى فراوان است ، چگونه اختیارى مى شود، با اینكه در علم خداوند متعال مشخص شده است كه این فعل باید بشود؟
ج - ضرورت فعل ، غیر از جبر است . فعلى كه در خارج ایجاد مى شود، اگر تمام اجزاى علتش تحقق پیدا كنند، واقع خواهد شد و ضرورى است ، و از جمله مقدمات فعل اختیارى ، صفت اختیار فاعل است كه اگر بخواهد مى كند و اگر نخواهد نمى كند. و فعل نسبت به هر یك از اجزاى علتش (كه از آن جمله اختیار فاعل است ) ممكن است و نسبت امكان به آن داده مى شود، ولى نسبت به تمام علت و مجموع اجزاى علت تامه اش ضرورى و حتمى الوقوع خواهد بود.
دوشنبه 13 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش :
آیا قبل از خلقت آدم، انسانهایی وجود داشتند؟
پاسخ :
درباره این كه قبل از خلقت حضرت آدمعلیه السلام آیا انسان هایی وجود داشتهاند یا خیر به دو مرجع میتوان توجه كرد و دید آیا نظر آن دو چیست:
اوّل آیات قرآن. دوّم: احادیث معصومینعلیهم السلام
اما آیات قرآن با بررسی به عمل آمده میتوان چنین نتیجه گرفت كه آیات قرآن در این باره ساكت هستند و هیچ گونه حكمی ارائه نكردهاند، نه نفیاً و نه اثباتاً. تنها این مطلب در ذیل آیه 30 از سوره بقره در كتابهای تفسیری به عنوان یك احتمال ذكر شده است
دوشنبه 13 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش :
آیا فرشتگان داراى اختیار هستند؟
پاسخ :
لازم مى دانم كه مقدارى درباره ماهیت فرشتگاه مطالبى ذكر نمایم .
(صاحب تفسیر انوار درخشان مى گوید: فرشتگان موجوداتى هستند مجرد و منزه از ماده و جسم كه در معرض فساد و تغییر و خستگى و یا در معرض استكمال تدریجى قرار نمى گیرند.)[1]مثل ما انسانها نیستند كه ماده باشند و همیشه در حال تغییر و تحول و دگرگونى باشند و یا مثل ما از مادر متولد بشوند و كم كم رشد كنند و به سوى كمال بروند و به مرور زمان پیر بشوند و قدرت و توانایى خود را از دست بدهند، زیرا فرشتگان از صفات و خواص جسمانیت و ماده بودن منزه مى باشند، و خواص ذكر شده مال موجود مادى مى باشند. علاوه بر این، فرشتگان هیچ جنبه كمال و اكتساب ندارند، بلكه آنها
دوشنبه 13 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
پرسش :
آیا در قرآن ولایت تكوینی هست؟
پاسخ :
ظاهراً مراد سوال کننده از سؤال این است كه آیا ولایت تكوینی در قرآن مطرح شده است؟ در پاسخ باید گفت: آری، ولی برای این كه به آسانی و روشنی مطلب دریافت شود بیمناسبت نیست كه ابتدا اقسام ولایت را بر شمرده و آنها را تعریف نماییم. آن گاه به پاسخ سؤال بپردازیم.
اقسام ولایت
1ـ ولایت تكوینی:
اگر چیزی نزدیك به چیز دیگر باشد میگویند
پرسش :
آغاز خلقت كی و چگونه بوده است؟
پاسخ :
پاسخ در چند محور ارائه می شود:
1. به نظر می رسد كه قبل از هر چیز باید به اختصار مطرح شود كه حرف فلاسفه الهی در بحث محال بودن تسلسل علل چیست؟ به طور اشاره باید گفت كه حرف حكمای الهی در این باره بر اساس دو مبنای فلسفی مطرح شده، فارابی در برهانی كه معروف به برهان اسد و اخصر است می گوید: اگر سلسله ای از موجودات را فرض كنیم كه هر یك از حلقات آن وابسته به دیگری باشد به گونه ای كه تا حلقه قبلی موجود نشود حلقه وابسته به آن هم تحقق پذیر نباشد لازمه اش این است كه كل این سلسله وابسته به موجود دیگری باشد زیرا فرض این است كه تمام حلقات آن دارای این ویژگی می باشد و به ناچار باید موجودی را در رأس این سلسله فرض كرد كه خودش وابسته به چیز دیگری نباشد و تا آن موجود، تحقق نداشته باشد حلقات سلسله به ترتیب، وجود نخواهد یافت پس تسلسل در علل محال است.[1]
بیان دیگر بر اساس حكمت متعالیه مطرح شده و خلاصه آن چنین است
شنبه 11 آبان 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
40 پرسش و پاسخ (3) زیبا از علامه طباطبایی
س 40 آیا خداوند متعال داراى ماده است ؟
ج - ماده ، تركیب پیش مى آورد، و تركیب احتیاج را در پى دارد، و این با ساحت ربوبى سازگار نیست .
فعل خداوند سبحان و مراتب آن
س 41 مقصود از (وجه خداوند) چیست ؟ آنجا كه مى فرماید: كل شى ء هالك الا وجهه (قصص : 88).
هر چیز نابود است ، مگر وجه او.
ج - خداوند سبحان مى فرماید: ما عندكم ینفد، و ما عند الله باق (نحل : 96).
هر چه نزد شماست نابود مى گردد و پایان مى پذیرد، و تنها آنچه نزد اوست باقى و پایدار است .
از این آیه شریفه به ضمیمه آیه پیش استفاده مى شود كه (وجه خدا) همان (ما عند الله ) است . در جاى دیگر نیز مى فرماید: و لاتحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا، بل احیاء عند ربهم یرزقون (آل عمران : 169).
و هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار، بلكه نزده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.
و نیز مى فرماید: و لاتقولوا لمن یقتل فى سبیل الله اموات ، بل احیاء و لكن لاتشعرون (بقره : 154).
كسانى را كه در راه خدا كشته مى شوند، مرده نخوانید، بلكه زنده اند، ولى شما نمى دانید.
با ضمیمه كردن این آیات به آیات پیش استفاده مى شود كه (شهداء) (وجه الله ) هستند و فنا و زوال ندارند، زیرا (عند الله ) و (عند ربهم ) هستند، و هر چه (عندالله ) است باقى و پایدار است . و ائمه علهیم السلام بالاترین شهداء هستند.
دوشنبه 29 مهر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
20 پرسش و پاسخ (2) از علامه طباطبایی (ره)
(س 21 آیا (ادراك ) از صفات پروردگار است و خداوند متعال به آن متصف مى شود؟
ج - ادراك به معناى رسیدن به مطلوب است و لازمه آن علم مى باشد، چنانكه خداوند متعال مى فرماید: لاتدركه الابصار، و هو یدرك الابصار (انعام : 103).
دیدگان نمى توانند او را در یابند، ولى او دیدگان (چشم و عقل ) را در مى یابد.
مثلا درد مخاضى را كه زنان درك مى كنند، مرد درك نمى كند یعنى نمى فهمد، بنابراین درك در محاورات به معناى فهم استعمال مى شود؛ ولى در لغت به معناى وصول و رسیدن به چیزى است كه آن را نداشته و واجد آن نبوده است .
و این معنى درباره خداوند متعال معقول نیست . و صفات ذاتیه نزد خاصه (شیعه ) پنج تا است : 1 حیات . 2 قدرت . 3 علم . 4 سمع . 5 بصر و دو صفت آخر به علم بر مى گردند، زیرا سمیع به معناى علم به مسموعات ، و بصیر به معناى علم به مبصرات است ؛ و عامه (اهل تسنن ) (اراده ) و (تكلم ) را نیز به صفات ذاتیه افزوده اند، ولى در روایات ما وارد شده است . كان الله و لاتكلم ، و كان الله و لا اراده (10) خداوند بود و تكلم نبود؛ و خداوند بود و اراده نبود.
از این بیان استفاده مى شود كه این دو از صفات فعلند. نه از صفات ذات ؛ زیرا قابل سلب از ذات هستند.
2) از علامه طباطبایی (ره)
شنبه 27 مهر 1387
نویسنده: علیرضا ابوترابی طبقه بندی: پرسش و پاسخ،
سؤال: چرا خداوند فقرا را بى نیاز نكرد تا محتاج انفاق دیگران نباشند؟
جواب: پاسخ این سؤال در آیه 30 سوره «اسراء» آمده است. خداوند مى فرماید: «خداوند روزیش را بر هر كس بخواهد گشاده مى دارد و بر هر كس بخواهد تنگ، چرا كه او نسبت به بندگان آگاه و بینا است» (إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً).
این یك آزمون براى شما است و گرنه براى
| از 313 نفر یاران امام زمان (عج) چند نفر زن هستند ؟ | ||
| گروه مهدویت | ||
این كه چند نفر از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، زن هستند ، دقیقاً مشخص نیست و حتی این كه زنی در میان یاران خاص آن حضرت باشد ، مورد تردید است ؛ چرا كه بیشتر روایاتی كه در بارۀ عدد یاران حضرت در كتابهای معتبر شیعه وارد شده است ، همگی آنها را مرد ذكر كردهاند ؛ حتی روایاتی كه نام یاران حضرت را بردهاند ، نام هیچ زنی در میان آنها | ||
| |
|
| |
|
| |
|